قهرمان ميرزا عين السلطنه
1191
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دادهاند كه تدليس نوشتهء نبى معلوم و صحت اين انتقال نامچه آشكار « حكمت بذلك » . نبى را حبس كرديم . آقا چند روزى پيغام داد . آقازاده فرستاد چاره نشد . روز آخر قبوض آقا را درآورده كه پس اين مبلغ را مطالبه كنيد . آنچه بدون قبض دادهام جهنم . اين مسئله كه به سمع آقا رسيد طاقتش طاق شده نيم ساعت از شب رفته دو نفر از پسرهاى خود را فرستاد . نبى در اطاق فراشباشى بود زيربغل او را گرفته كه ببرند . خبر به من دادند گفتم مزاحم نشويد ببرد . به آقازاده گفتند ببريد بردند . اموال در تصرف ما بود . بيست تومان ديگر از نبى گرفت . سه شب مهمانى هم گردنش گذاشت . مخارج داد بلكه صلح شود امكان پيدا نكرد . علماى اربعه سخت پيغام دادند كه توهين به شرع كردهاى و نخواهيم آمد . روز چهارم كه قبضها را هم پسگرفته پاره كرد كليد دكان و اطاق را فرستاد خود دانيد با نبى . تقسيم مىكنيد بكنيد نمىكنيد نكنيد . تلگراف همان صبح به طهران كرده آن علماى اربعه هم كردند ، جواب سختى آمد . حالا آقا قهر كرده مرافعه نمىكند . . . حبس ملك التجار در اواخر ماه گذشته باز آقايان طهران هم برضد امين الدوله برخاسته [ اند ] اما كارى نكردند . ملك التجار معروف خودمان را بعد از بست ثانوى به خانهء ميرزا حسن آشتيانى دستگير كرده با فرج الله خان مشهور به بلبل برادر زن صاحب ديوان مرحوم مغلولا آورده قلعهء اردبيل بردند . از خارج شهر قزوين گذرانيده به شهر داخل نكردند . ملك باز گرفتار شد . آخر زبانش كار خود را كرد . حقيقة بدزبان بود و اغلب اين فتنهها را باعث [ مىشود ] . با آنهمه ملك و مال و راحتى و احترام حد و اندازهء خود را [ نگاه ] نداشته تا رسوا شد و گرفتار گرديد . اين دفعهء سيم بود كه در عهد اين شاه مقصر شده بود . در عهد شاه شهيد هم دو سه مرتبه تقصير كرد . يك دفعه قريب يك ماه در همين قزوين حبس بود . باز چارهاش نشد . چوب خوردن آجودانباشى مطلب تازهء ديگر چوب خوردن حضورى اسمعيل خان آجودانباشى توپخانه است . گويا در سر جيرهء توپچى قزوينى كه ابو ابجمع او بود نسبت به امير خان سردار درشتى كرده سردار فحش داده جسورانه جواب گفته . پس از آنكه خود سردار كتك زيادى زده و آردلها زدهاند به عرض شاه رسانيده با دو برادرش حضورا چوب خورده و در انبار حبس شده است . فى الجمله مردم حد خود را دانستهاند . ملك بعد از اين واقعه گرفتار شد . سياست